| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
(10)...فصل های بی سرانجام
|+| نوشته شده توسط پرستو در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 8:57 قبل از ظهر |
هست و نیست
|+| نوشته شده توسط پرستو در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 10:44 قبل از ظهر |
(9)...فصل های بی سرانجام
|+| نوشته شده توسط پرستو در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 8:24 قبل از ظهر |
از کوزه همان برون تراود که در اوست...
در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواندنصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است. کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : " از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای...فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. " مرد خندید و گفت: " وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. " موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده...سمت خودش... گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت: " می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هم همیشه و هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟ "
همه ما در طول زمان دچار تغییر می شویم و کیفیاتی را از دست می دهیم و کیفیات دیگری می یابیم. ای کاش بتوانیم از این تغییرات برای دیگران و نه علیه دیگران استفاده کنیم.
پس ای کاش گل باشیم در دست دیگران و نه خار بر دست این و آن.
|+| نوشته شده توسط پرستو در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 11:42 قبل از ظهر |
(8)...فصل های بی سرانجام
|+| نوشته شده توسط پرستو در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 8:10 قبل از ظهر |
گذشتن
|+| نوشته شده توسط پرستو در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 3:47 بعد از ظهر |
مادر یگانه گوهر روی زمین
|+| نوشته شده توسط پرستو در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 1:37 بعد از ظهر |
(7)...فصل های بی سرانجام
|+| نوشته شده توسط پرستو در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 1:22 بعد از ظهر |
پل الوآر
Je t'aimeJe t'aime
|
درباره وبلاگ
![]() دوست داشتن هنر است و هرکسی این هنر گرانبها را دارا نیست.
اما این هنر نیز خود نوعی نیاز است...نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن. انسانها برای رفع نیازهای خود تلاش میکنند...اما هرکس به شیوه و روش خاص خود. راه های رسیدن به نیازها...هرچه صادقانه تر...دست یافتن به آن محال تر و باورش سخت تر... چرا؟ چون صداقت خریدار ندارد. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 پيوندها
عاشقانه هارادیو خط خطی آذر بانو هنر ترجمه کلماتی از یک کوهنورد دلمشغولی های یک خبرنگار سابقا قضایی دشمن خویش زندگی نامه من و دلم تقدیم به بهترین و زیباترین کلام زندگیم از کوچه های خاکی معصومیت یه قطره بارون یه قطره عشق petals of life مهرت بهانه ادامه زندگیست قلمرو شرقی عشق گمگشته زمستان خدایا عشق چیست؟ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد به نام او قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |