تبليغاتX
و خداوند عشق را آفرید...
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
گپ آخر سال با حافظ
 

دل از من برد و روی از من نهان کرد                           خدا را با که اين بازی توان کرد

       شب تنهاييم در قصد جان بود                            خيالش لطف‌های بی‌کران کرد

              چرا چون لاله خونين دل نباشم          که با ما نرگس او سرگران کرد

که را گويم که با اين درد جان سوز

طبيبم قصد جان ناتوان کرد

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

صراحی گريه و بربط فغان کرد

             صبا گر چاره داری وقت وقت است         که درد اشتياقم قصد جان کرد

       ميان مهربانان کی توان گفت                           که يار ما چنين گفت و چنان کرد

  عدو با جان حافظ آن نکردی                                  که تير چشم آن ابروکمان کرد

 

|+| نوشته شده توسط پرستو در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 1:36 بعد از ظهر | 
life is ...
 

"Life is like riding a bicycle...to keep your balance, you must keep moving"



Albert Einstein

 

 

 

|+| نوشته شده توسط پرستو در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 9:13 قبل از ظهر | 
قسمت شانزدهم...بگشای لب
 

خود قضاوت کنید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پرستو در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 8:15 قبل از ظهر | 
تصویر دل
 

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

 ...

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا ... تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید .

 

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن ... عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید .

 

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم ... راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید .

 

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش ... عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید .

 

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن ... در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید  .

 

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش ... فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید .

 

گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم ... گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید .

 

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق ... عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید .

 

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) ... گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

 

 

 

|+| نوشته شده توسط پرستو در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 11:11 قبل از ظهر | 
مسافر قطار
 

 

 

 

در زندگی افرادی هستند که مثل

 

 قطار شهربازی می مونند...

 

از بودن با اونا لذت می بری

 

ولی باهاشون به جایی نمی رسی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط پرستو در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 11:29 قبل از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar